رساله «حل ضابطة الاشکال الاربعة» یکی از آثار منطقی علامه بهابادی یزدی در شکل چهارم است. این رساله تنها اثر تألیفی وی در بررسی اختلاطات شکل چهارم است که از قوّت علمی علامه بهابادی در منطق حکایت دارد و نشان میدهد بی دلیل نبوده است کتاب سترگ حاشیه از زمان تألیف تاکنون بطور شايع و دارج در حوزه های علمی شیعه و اهل سنت تدريس و مورد تعليم و تعلم بوده است و شرح هاي زيادي به عربي و فارسي بر آن نگاشته شده است.
با این وصف علامه بهابادی یزدی در تاریخ اندیشه ی منطقی جزء شخصیت های کمتر یاد شده ای است. با اين وصف در زمره ي عالماني است كه در انديشه منطقي، از شهرت ويژه اي برخوردار است. وي به رغم آن كه در كنار آثار منطقي بزرگاني چون ملا سعد تفتازاني، ملاجلال الدين اسعد دواني و مانند آن بود، اعتبار و اهميت خاص خود را حفظ كرد و حتي پس از گذشت چندين قرن، همچنان اعتبار و اعتنا به او و اثرش در ميان جامعه علمي شيعه و اهل سنت پايدار مانده است.
و اگر به ديده دادوَرزانه و از روي انصاف و تحقيق به آثار وي نگريسته شود وي، تنها شارح و حاشيه نويس آثار پيشينيان نبوده، بلكه در نوآوری و دَه های شخصي سهم فراواني داشته است. به گونه اي كه در جاي جاي آثار خود، داراي انديشه ژرف و در هر مشكلي خود اهل نظر و فكر بوده است. چنان که، در انتهای بحث حل ضابطة الاشکال الاربعة كتاب سترگ «الحاشیه علي التهذيب المنطق» پیش تازی خویش را در تدوین و تحلیل بحث اختلاطات شکل چهارم سخن رانده است؛ آنجا که میگوید: «تحقیق این بحث و شرح متن مصنف به نحوی که ذکر شد از امور اختصاصی به من است که به یاری حق به آن راه یافتم که دیگران چنین شرح ندادند، خداوند ما را به راه راست هدایت کرده و مطلب را چنانچه مطابق با واقع است به ما فهمانده است».
رساله حل ضابطة الاشکال الاربعة شرحی بر مبحث ضابطة الاشکال تهذیب المنطق سعدالدین مسعود بن عمر بن عبداللّه هروی خراسانی تفتازانی مشهور به تفتازانی است که آن را در یک مقدمه و سه مقصد نگاشته است.
علامه بهابادی این رساله را به دستور استاد خويش جمال الدین محمد تبریزی شاگرد ملاسعد دوانی در سنه 961 و در شهر شیراز نگاشته است.
وي در اين رساله كه در بيان شرائط اشكال اربعه است نكات بديع اي را بيان داشته است كه در اين جستار به برخي از آن اشاره كوتاه مي شود.
نكته نخست اين است كه، علامه بهابادي نخستين شرط حل ضابطه اشكال اربعه را اين گونه تبيين مي كند: شرط اول اشكال اربعه عموم موضوعيت حدوسط است به اين معني كه موضوعيت مختص به فردي از افراد اوسط دون فردي نباشد بلكه شامل جميع افراد باشد پس جميع افراد موضوع مي باشد. و مقصود از اين كه «عموم موضوعيت حدوسط باشد» قضيّه كليه است كه موضوع در آن حد وسط قياس باشد همچون كليت كبري در شكل اول و دوم و مانند يكي از دو مقدمه (یعنی صغرا و كبرا) در شكل سوم چون واجب است كليت احدي المقدمتين باشد. و مانند صغري در ضرب اول و دوم و سوم و چهارم و هفتم و هشتم از شكل چهارم كه همه كليه اند.
بنابراين ضابطه و قاعده كلي در شرائط اشكال اربعه اين است كه چاره اي نيست از اين كه يا حد وسطي كه موضوع است عام باشد و با اصغر بالفعل ملاقات داشته باشد. و يا اگر اين شرط نبود؛ يعني اگر حد وسط با اصغر حمل نشد بر اكبر حمل گردد و يا آن كه اكبري كه موضوع است عام بوده با اختلاف در كيف بين صغري و كبري و منافات باشد بين نسبت وصف حدوسط به وصف اكبر و نسبتش به ذات اصغر.
نكته دوم اين كه، ملاسعد تفتازاني در تهذيب المنطق شرايط شكل چهارم را تنها به حسب كمّ (كلي یا جزيي بودن) و كيف(موجبه يا ساله بودن)، پرداخته است و متعرض «جهت» (جهات سیزده یا پانزدهگانه مشهور) آن نشده است. و همچنين نتايج مختلطات در اشكال اربعه را كه از موجّهات حاصل مي شود را نيز متعرض نشده است. مثلا صور نتائج مختلطات در شكل اول 169 است كه حاصل آن از ضرب موجّهات معتبره اعم از بسیطه و مرکبه سیزده قسم است، که در این صورت تعداد حاصل ضرب ۱۳ در ۱۳، ۱۶۹ صورت می شود. و چون در صغراي اين شكل فعليّت شرط است 28 اختلاط از اين مجموع ساقط مي گردد و باقي كه عبارت است از 141 صورت نتائج مختلطه اين شكل مي باشد. و در شكل دوم و سوم و چهارم كه اختلاطات آن طبق دوشرطي كه گفته شد به ترتيب 84 و 143 و 121 صورت مي باشد.
نكته ديگري كه در اينجا اهميت دارد اين است كه علامه بهابادي بعد از ذكر شرايط انتاج شكل چهارم به حسب كمّ و كيف، به شرايط انتاج اين شكل به لحاظ «جهت» نيز اشاره دقيقي دارند. و ضربهای منتج این شکل به حسب «جهت» پنج ضرب از قضایای بسیط و سه ضرب از قضایای مرکب دانسته است که عبارت اند از:
- مرکب از دو موجبه کلیه و نتیجه آن موجبه جزئیه است، زیرا گاه ممکن است که اصغر اعم از اکبر باشد. مثال: هر انسانی حیوان است و هر ناطقی انسان، پس برخی حیوانها ناطقاند.
2. مرکب از دو موجبه است که صغرای آن کلی و کبرای آن جزئی و نتیجه آن موجبه جزئیه است. مثال: هر انسانی حیوان است و برخی جسمها انساناند، پس برخی حیوانها جسماند. - مرکب از دو کلیه است که صغرای آن سالبه است. مثال: هیچ جوهری عرض نیست و هر جسمی جوهر است، پس هیچ عرضی جسم نیست.
- مرکب از دو کلیه است که کبرای آن سالبه و نتیجه آن سالبه جزئیه است. مثال: هر جسمی جوهر است و هیچ عرضی جسم نیست، پس برخی جوهرها عرض نیستند.
- مرکب از صغرای موجبه جزئیه و کبرای سالبه کلیه و نتیجه آن سالبه جزئیه است. مثال: برخی حیوانها رشدیابندهاند و هیچ درختی حیوان نیست، پس برخی از رشدیابندگان درخت نیستند.
- مرکب از صغرای موجبه کلیه و کبرای سالبه جزئیه قابل انعکاس است. ﺑ مثال: بعضي از حيوان ها سفيد نيستند. همه انسان ها حيوانند. پس: بعضي از حيوان ها انسان نيستند. يا مانند: برخي ب اﻟﻒ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﻫﺮ ج ب اﺳﺖ. پس: ﺑﺮخي اﻟﻒ ج ﻧﯿﺴﺖ.
- عکس ضرب ششم است، به شرط آنکه یک قضیه عرفیه عامه با کبرای آن صادق باشد. مثال: ﺑﺮخي اﻟﻒ ب ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؛ ﻫﺮج اﻟﻒ اﺳﺖ، پس: ﺑﺮخي اﻟﻒ ج ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.
- مرکب از صغرای سالبه کلیه و کبرای موجبه جزئیه است که هر دو یا مشروطه بسیطه و یا عرفیه بسیطه باشند و یا اینکه یکی مشروطه و دیگری عرفیه، و صغرای این دو خاصه باشد. مثال: ﻫﯿچ ب اﻟﻒ ﻧﯿﺴﺖ؛ برخي ج ب اﺳﺖ. پس: ﺑﺮخي اﻟﻒ ج ﻧﯿﺴﺖ.
نكته چهارم: علامه بهابادي در پي ضروب منتج شکل چهارم به لحاظ «جهت» نتايج اختلاط هاي اين شكل را به صورت زير ترسيم مي كنند:
- صور منتج از اختلاطات در ضرب نخست، ۱۲۱ صورت است که حاصلضرب موجهات فعلیه یازدهگانه در خود آنهاست.
2. تعداد صور منتج از اختلاطات در ضرب دوم هم مانند ضرب اول است.
3. تعداد صور منتج از اختلاطات ضرب سوم، ۴۶ صورت میشود که حاصلضرب صغریین دائمتین با فعلیات یازدهگانه، و صغریات مشروطتین و عرفیتین با شش تا سالبه منعکسه است.
4. تعداد صور منتج از اختلاطات ضرب چهارم ۶۶ صورت میشود که حاصلضرب صغریات فعلیه یازدهگانه با شش تا سالبه منعکسه است.
5. تعداد صور منتج از اختلاطات ضرب پنجم هم مانند ضرب چهارم (۶۶ صورت) است.
6. تعداد صور منتج از اختلاطات در ضرب ششم دوازده صورت است که حاصلضرب صغریین خاصتین با شش تا سالبه منعکسه است.
7. تعداد صور منتج از اختلاطات هفتمين ضرب ۲۲ صورت است که حاصل ضرب کبریین خاصتین با فعلیات یازدهگانه است.
8. تعداد صور منتج از اختلاطات هشتمين ضرب، مانند ضرب ششم (12صورت) است.
دانشجويان محترم، براي اﻃﻼع از ﺟﺰﺋﯿﺎت ضربهای منتج به حسب« كمّ»، «كيف»، «جهت» و صور منتج از اختلاطات اشكال اربعه، بنگريد به كتاب هاي مربوطه.
ونكته پاياني اين كه خوشبختانه نسخه های متعددی از این رساله در کتابخانه های داخل و خارج از کشور وجود دارد و شایان ذکر است که حاشیه ای بر این اثر در سنه دهم هجری توسط حیدر بن حسین علی طبسی نگاشته شده است.
ان شاءالله در آینده ی نزدیک این رساله نفيس با نسخه منحصر به فرد تصحيح و تقدیم اساتید و محققان و دانشجویان علوم عقلي به ویژه دوستداران منطق قرار خواهد گرفت.









