چکیده مقالات

مراتب عرفان ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: دکترعبدالرحیم شهریاری

علامه ملا عبد الله بهابادی فقیهی اخباری یا اصولی ؟
نویسنده: مرتضی خوشنویس زاده اصفهانی

نقش ملا عبدالله بهابادی در تکوین جریان تعقل گرایی عصر صفوی
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین بشکانی

نقد دیدگاه شرح حال نویسان پیرامون ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی-حبیب الله یوسفی

فعالیت های تفسیری علامه ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی و حبیب الله یوسفی

مطالعه ی توصیفی حاشیه ملا عبدالله بهابادی از منظر تحلیل ژانر
نویسنده: سید عبدالمجید طباطبایی لطفی و طاهره قاسمی

تلامذه ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: عبدالصمد جودتی استیار

ملا عبدالله یزدی و خاندان ملالی در عرصۀ تولیت حرم علوی(ع)
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد جنت امانی

ملا عبدالله بهابادی یزدی در «الذریعه»
نویسنده: محمدعلی نجفی کرمانشاهی

بررسی و تحلیل دلائل هم­گرایی عالمان شیعه با دولت صفوی
نویسنده: حسن عبدب پور، اضغر میرزایی

مطالب

نوشتاری پیرامون کتاب «حیات علمی در عصر ملاعبدالله بهابادی یزدی»

بر اساس پیشنهاد دکتر عظیم عابدینی، از پژوهشگران فلسفه و تاریخ علوم، دبیر علمی کنگرۀ علامه بهابادی با تهیه و چاپ کتابی تحت عنوان «حیات علمی در عصر ملاعبدالله بهابادی یزدی» موافقت نموده و در طی6 ماه این اثر به نگارش در آمده است. کتاب در 150 صفحه تدارک دیده شده که به همراه ضمائم و اعلام، حجم آن مقداری افزایش خواهد یافت. از آنجایی که اثر یادشده در مراحل نهایی تدوین می باشد، از نویسندۀ محترم که در مسافرت تشریف داشتند، درخواست کردیم گزارشی برای پایگاه کنگره ارسال دارند و ایشان قبول زحمت نمود و نوشته ای را ارسال داشتند. متن این نوشتار را در ذیل مشاهده می کنید:

به نام خداوند جان و خرد

جامعه شناس آلمانی، هربرت مارکوزه 15 سال قبل از درگذشتش کتاب «انسان تک ساحتی» را منتشر کرد. این کتاب از جهات مختلفی قابل توجه است، از جمله نگرش تمدنی به انسان و ارتباط وی با تمدن و تجدد. کثرت امکانات در تمدن نوین بشر، اگر او را در جهات گوناگون رو به جلو سوق دهد، بحثی در آن نیست و می توان برای آن فرض مثبتی در نظر گرفت. اما اگر این امکانات متکثر، موجب راکد شدن جهت یا جهاتی در انسان و محصور شدن حیات اجتماعی و شخصی اش در جهاتی خاص شود، می توان با دید انتقادی به امکانات حیرت زای عصر تجدد نگریست. طبیعتا بازگشت این مسئله جز به مبانی تمدنی عصر جدید نخواهد بود و جامعه شناسان مشهور بر این نظر متفق القول هستند که نگرش تمدنی غرب که تمدن برتر کنونی بشر نیز بر ستون های همین تمدن برپا شده، نگاهی مادی به هستی دارد. البته این به معنای نفی معنویت و اعتقاد به فرا ماده در غرب نیست، بحث از ستون های اصلی تمدن مذکور است. حال بازگشتی داشته باشیم به چند قرن قبل؛ زمانی که غرب در حال خیزش بود و سایر ممالک جهان از جمله کشورهای اسلامی به دلایل مختلف، از جمله وجود حکام نالایق، در میدان عقب مانده بودن با هم مسابقه گذاشته بودند. مسئله ای که با نفوذ استعمار در رنگ های مختلف در دو قرن اخیر، تشدید هم شد. اما جایگاه نخبگان علمی و خواص فرهنگی جامعه در این میان چیست؟ و باید عملکرد آنان را پذیرفت یا نقد کرد؟

عصر صفویه، به یک معنا دوران نوزایی ایران جدید است. اما در همین عصر نیز به رغم پیشرفت های نوین و نیز استمرار ترقی های ادوار گذشته، رشد قابل اعتنایی در زیست اجتماعی نسبت به جهش دنیای غرب مشاهده نمی شود. وجود حکام اغلب نالایق و درگیری های فراوانی که بین ایران و عثثمانی از یک سو ایران و ازبک ها از سوی دیگر روی داده و امنیت در بسیاری از ادوار سلب شده، از علل عدم رشد راستین زیست اجتماعی بوده، ولی جایگاه و عملکرد نخبگان را نباید فراموش کرد. مارکوزه را در زمره افراد «مکتب فرانکفورت» تعریف می کنند و این مکتب ویژگی ها و دیدگاه های خاص خود را دارد. در باب صفویه هم به غیر از نگرش اهل سنت به این حکومت، اندیشوران ایرانی و مستشرقان، دیدگاه هایی نسبت بدان داشته اند که دو دیدگاه رایج، مدح مطلق و ذم شدید بوده است. ذم شدید متعلق به افرادی است که تسامحا می توان آنان را «مکتب براون» نامید. از نگاه این مکتب، عصر صفویه عصر افول دانش و فرهنگ و هنر و ادب و معرفت بوده است. اما آیا به راستی همین گونه است که اینان عقیده داشته اند یا وضعیت به گونه ای دیگر می باشد؟

برای یافتن جواب این سوال باید گشتی عمیق در وضعیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی عصر صفویه داشت. پرداختن به منابع و مصادر متنوع مخالفان و موافقان حکومت صفویه و نیز مواجه شدن با لایه های تاریک تاریخ عصر صفوی مثل میزان آثار مخطوط علمی که سر به صدها هزار جلد می کشد، امری دیگر را برای ما روشن می کند. یعنی: وضعیت دو گانه ای که در قرن دهم، یعنی سدۀ اول حکومت صفویه، با قرن یازده و ابتدای قرن دوازده ایجاد شده است. به بیان روشن تر، عملکرد و جایگاه نخبگان علمی، فرهنگی و سیاسی جامعه در قرن اول حکومت صفویه، متفاوت از جایگاه نخبگان دوران بعد است و نگرش این ها به علم و تمدن دارای تفاوت زیادی با نگرش متاخران خود در حکومت صفویه است. چیزی که تنقیح آن به مشکل حاد چگونگی ترسیم سیستم آموزشی خاصی که موجب رشد انسان در جهات واقعی اش است، و مکتب های مختلف از جمله مکتب فرانکفورت به دنبا یافتن جواب آنند، پاسخ می دهد.

از این رو به سبب روشن نمودن وضعیت علمی و فرهنگی نخبگان سدۀ اول حکومت صفویه که تحقق دیدگاه آنها یک «انسان چند ساحتی» را پدید می آورد، تحقیق کنونی با نشان دادن حیات علمی این سده با تمرکز بر اندیشه ها، تالیفات و اقدامات علامه ملا عبدالله بهابادی یزدی و شرح احوال علمی اساتید و معاصران وی سامان داده شده است. کتاب در دو بخش تدارک دیده شده؛ در بخش اول به اوضاع عمومی عصر ملا عبدالله یزدی پرداخته ایم. این بخش مشتمل بر چهار فصل است که به ترتیب اوضاع سیاسی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی، اوضاع دینی و بالاخره اوضاع علمی این روزگار را تبیین می کند.

بخش دوم کتاب که عنوان حیات علمی در عصر ملا عبدالله یزدی را داراست، مشتمل بر چهار فصل است که بر اساس آثار علمی ملا عبدالله یزدی و علوم رایج در زمان وی، چه در مکتب شیراز و چه مکتب اصفهان و حتی عراق و خراسان، پیرامون علوم آفاقی، علوم شناختی و عقلانی، علوم شناختی و اشراقی و نهایتا علوم ادبی و تاریخی سخن می گوید. در انتها خاتمه ای در ارائه دورنمای کلی بحث و اشاره هایی حلی و نقضی در شبهات ایجاد شده توسط مکتب براون علیه تمدن عصر صفوی به ویژه تمدن سدۀ اول آن آورده شده است. در کتاب از منابع مکتوب و مخطوط غربی ها و شرقی ها، و نیز از تمامی آثار یافت شده از حکیم بهابادی که توسط دبیرخانۀ کنگره از ایران و عراق و نفاط دیگر تهیه شده و در اختیار بنده قرار گرفته، استفاده کرده ایم. طبق بررسی انجام گرفته، در زمان ملا عبدالله بهابادی یزدی، حدود 60 علم در بازار دانش رواج داشته و آثار متعددی در این علوم تهیه شده است. اما وضعیت این علوم یکسان نبوده و رصد علوم در ابتدای قرن دهم و آغاز زندگی ملا عبدالله بهابادی، با وضعیت همان دانش ها در انتهای سدۀ دهم و اواخر زندگی ملا عبدالله نشانگر فراز و نشیب عارض شده به آن علوم می باشد. ولی در مجموع تفاوت قابل اعتنایی بین وضعیت علوم و عملگرد نخبگان در این عصر با وضعیت علوم و عملکرد نخبگان در نیمۀ دوم عصر صفوی مشاهده می شود. ناگفته نماند که در تحقیق حاضر، ضمن بررسی علوم مختلف به تغییرات وضعیت علوم اشاره شده و دانشمندان برجسته و نیز آثار مهم هر شاخۀ علمی معرفی، و جایگاه ملا عبدالله یزدی و اساتید و معاصران و بعضا شاگردان وی نیز به همراه تحولی که شخص ایشان در برخی علوم ایجاد کرده، مشخص گردیده است.

دکتر عظیم عابدینی

لوگزامبورگ؛ فروردین۱۳۹۵

 

کلیه حقوق این سایت برای پایگاه علامه آخوند ملا عبدالله یزدی بهابادی محفوظ است