چکیده مقالات

مراتب عرفان ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: دکترعبدالرحیم شهریاری

علامه ملا عبد الله بهابادی فقیهی اخباری یا اصولی ؟
نویسنده: مرتضی خوشنویس زاده اصفهانی

نقش ملا عبدالله بهابادی در تکوین جریان تعقل گرایی عصر صفوی
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین بشکانی

نقد دیدگاه شرح حال نویسان پیرامون ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی-حبیب الله یوسفی

فعالیت های تفسیری علامه ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی و حبیب الله یوسفی

مطالعه ی توصیفی حاشیه ملا عبدالله بهابادی از منظر تحلیل ژانر
نویسنده: سید عبدالمجید طباطبایی لطفی و طاهره قاسمی

تلامذه ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: عبدالصمد جودتی استیار

ملا عبدالله یزدی و خاندان ملالی در عرصۀ تولیت حرم علوی(ع)
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد جنت امانی

ملا عبدالله بهابادی یزدی در «الذریعه»
نویسنده: محمدعلی نجفی کرمانشاهی

بررسی و تحلیل دلائل هم­گرایی عالمان شیعه با دولت صفوی
نویسنده: حسن عبدب پور، اضغر میرزایی

مطالب

مصاحبه با فاضل ارجمند رضا باذلی

فاضل ارجمند رضا باذلی[1]

جنابعالی مقاله­ای با عنوان «بدیهیات تصدیقی و اقسام آن از دیدگاه ملاعبدالله در کتاب حاشیه» برای کنگره نگاشته و ارسال کرده­اید. بفرمایید علت انتخاب این موضوع برای نگارش مقاله چه بوده است؟

یکی از دلایل بنده این بود که پیشتر درباره بدیهیات از دیدگاه علامه طباطبایی تحقیقی انجام داده بودم. به همین جهت هنگامی که از برگزاری کنگره­ای به نام و یادبود ملاعبدالله یزدی آگاه شدم، با توجه به شهرت ایشان و کتاب حاشیه وی، بر آن شدم تا همین موضوع را از دیدگاه ایشان به عرصه تحقیق و پژوهش بگذارم.

از دلایل دیگر برای انتخاب این موضوع، اهمیت بدیهیات به خصوص بدیهیات تصدیقی در منطق و فلسفه و معرفت­شناسی است. از آنجا که حکما و منطق­دانان مسلمان در بحث شناخت شناسی قایل به دیدگاه مبناگروی هستند، دیدگاه مبناگرایی به خصوص مبناگرایی ویژه فلاسفه مسلمان نیز مبتنی بر بحث بدیهیات است، از این رو بحث بدیهیات اهمیت خاصی در منطق و فلسفه و شناخت شناسی دارد. اینکه بدیهیات چند قسم هستند و آیا همه اقسام معروف بدیهی هستند یا خیر، در بحث معرفت شناسی از اهمیت فراوانی برخوردار است.

Ø       اهمیت بدیهیات تصدیقی به خصوص در فلسفه و منطق اسلامی در چیست؟ بیشتر توضیح بفرمایید.

همانطور که بیان شد بدیهیات از اهمیت بسزایی در فلسفه و منطق و معرفت شناسی اسلامی برخوردار است. بدیهیات به ویژه بدیهیات تصدیقی اساس و مبناي قضایا و گزاره­های دیگر به خصوص در فلسفه و معرفت­شناسی و منطق هستند. همچنین بدیهیات تصدیقی اساس و ارکان دیدگاه مبناگرایی در باب گزاره­ها - که دیدگاه اغلب حکمای اسلامی و يکي از مباحث کليدي و مهم در معرفت‌شناسي است – را تشکیل می­دهند. بر این اساس اتخاذ هر دیدگاهی در خصوص اقسام بدیهیات و هر گونه جرح و تعدیل در آنها، می­تواند در فلسفه و معرفت­شناسی نقش کلیدی ایفا کرده و بر دیگر مسائل تأثیر بگذارد. به عنوان مثال اگر مانند علامه طباطبایی بدیهیات را منحصر در بدیهیات اولی کنیم و تنها اولیات را بدیهی واقعی بدانیم، دچار اشکالاتی خواهیم شد؛ از قبیل محدودیت و اندک بودن گزاره­های بدیهی و همچنین با توجه به اینکه بدیهیات اولي، قضاياي حقيقيه هستند و قضاياي حقيقيه لباً قضاياي شرطيه­اند و درباره چگونگی جهان خارج صحبت نمی­کنند. از این رو کاخ معرفت را نمی­توان تنها بر چنین تصدیقات و قضايايي بنا ساخت. همچنین اگر مانند بیشتر حکما و منطق­دانان، همه اقسام شش یا هفت گانه بدیهیات را بدیهی بدانیم، در این صورت با مشکلاتی دیگر مواجه خواهیم بود؛ از جمله خطاپذیری برخی از آنها یا یقینی نبودن برخی دیگر که البته بسط و توضیح این مطلب مجال و فرصت دیگری می­طلبد. به هر حال از آنجا که اغلب حکما و منطق­دانان مسلمان معتقد به دیدگاه مبناگروی هستند. از این رو کاخ معرفت بر بدیهیات استوار است و اگر جرح و تعدیلی در آنها رخ دهد به دیگر معرفت­ها نیز سرایت خواهد کرد. بنابراین بدیهیات در فلسفه و منطق و به ویژه در معرفت شناسی امروزی اهمیت بسیاری دارد و هر دیدگاهی که در این خصوص اتخاذ شود در بسیاری از دیدگاه­های دیگر نیز تأثیر خواهد گذاشت.

Ø       آیا دیدگاه ملاعبدالله درباره بدیهیات با دیگر منطق­دانان متفاوت است؟

دیدگاه ایشان درباره بدیهیات و اقسام آن تفاوت چندانی با مشهور حکما و منطق­دانان ندارد. ایشان همانند بیشتر اندیشمندان مسلمان بدیهیات را در شش قسم دسته­بندی کرده و خاطر نشان می­کند که این تقسیم به حصر عقلی نیست؛ بلکه به حسب استقراء است.[2] به همین دلیل امکان افزودن دسته­ای دیگر به آنها و نیز کاستن از آنها وجود دارد. آن شش دسته از این قرارند: اوليات، مشاهدات (حسیات و وجدانیات)، فطريات، حدسيات، متواترات، تجربيات. نکته قابل توجه در این باره وجه ضبط این شش دسته است که ملاعبدالله یزدی به خوبی آن را بیان کرده است. شاید کمتر کسی این گونه وجه ضبط بدیهیات را بیان کرده باشد. به هر حال نکته تازه و قابل توجه در دیدگاه ملاعبدالله، بیان ایشان درباره وجه ضبط اقسام بدیهیات است که در واقع تعریف هر یک از آنها نیز به شمار می­رود.

بیان ملاعبدالله در کتاب حاشیه (صص 111 و 112) دراین باره به صورت مختصر چنین است: در قضایای بدیهی یا تصور طرفين قضيه و نسبت میان آن دو در حکم و جزم (تصديق) به آن کافي است یا صرف تصور طرفین و نسبت کافی نیست. قسم نخست را اولیات می­گویند. اما در دسته دوم که حکم و جزم، متوقف بر واسطه است، آن واسطه يا حس ظاهر و باطن است یا غیر آن. اگر واسطه حس باشد، مشاهدات نامیده می­شود که خود دو قسم است؛ در صورتی که مشاهدات به حس ظاهر باشد، «حسيات» و اگر مشاهدات به حس باطن باشد «وجدانيات» نامیده می­شوند؛ اما اگر واسطه غیر از حس ظاهر و باطن باشد، آن واسطه يا به گونه­اي است که هنگام تصور طرفین قضیه، همواره در ذهن حاضر است که آنها را «فطریات» یا «قضایا قیاساتها معها» می­نامند یا چنین نیست. در صورت دوم یا در آن حدس – یعنی انتقال دفعی ذهن از مبادی به مطلوب - به کار گرفته شده که «حدسیات» گفته می­شود و یا حدس به کار نرفته است. در صورت دوم اگر حکم مستند به اخبار گروه و دسته­ای است که توافق آنها بر کذب ممتنع است عقلا، «متواترات» و اگر این چنین نیست، بلکه حکم و جزم حاصل از کثرت تجربه­ها است «تجربیات» نامیده می­شود.

Ø       با توجه به تقید عنوان مقاله شما به کتاب حاشیه، بفرمایید چرا مقاله خود را مقید به این کتاب کرده­اید؟ ویژگی این کتاب چیست؟

اولا این کتاب معروف­ترین کتاب ملاعبدالله است به طوری که ایشان معروف به صاحب حاشیه و کتابشان به حاشیه ملاعبدالله معروف است و بسیاری از افراد در حوزه و غیرحوزه ایشان را با این عنوان می­شناسند؛ ثانیا این کتاب در میان حواشی «تهذیب المنطق» تفتازانی، مشهورترین حاشیه بر این کتاب است که حواشی بسیاری نیز بر این حاشیه نگاشته شده است. علامه آقابزرگ طهرانی در کتاب خود «الذریعه» بیش از 20 مورد از حواشی بر حاشیه ملاعبدالله را نام برده است؛ ثالثا این کتاب در عین ایجاز یک دوره کامل منطق است و همه مسائل مهم و اساسی منطق در آن مطرح شده است. شاید به همین جهت این کتاب، در سالهای پیشین کتاب درسی حوزه­های علمیه بوده است. مجموع این دلایل که در واقع ویژگی­های کتاب حاشیه هم به شمار می­رود، باعث شد بنده مقاله خود را به این کتاب مقید کنم. شاید یک جهت دیگر تقید به این کتاب، در دسترس بودن این کتاب و دسترسی مشکل به آثار دیگر ایشان باشد. برخی از کتب ایشان هنوز به چاپ نرسیده است و تنها به نگهداری نسخ خطی آنها در قفسه برخی کتابخانه­ها اکتفا شده است که البته امیدوارم این کنگره و امثال آن باعث شود دیگر کتب چاپ نشده ایشان، در آینده­ای نزدیک  به زیور طبع آراسته شوند.

درباره دیگر کتب منطقی ملاعبدالله توضیحاتی را ارائه دهید؟

ایشان در علم منطق کتبی چند به نگارش درآورده­اند که همانطور که بیان شد معروف­ترین و بهترین آن همان حاشیه بر تهذیب المنطق تفتازانی است. ایشان علاوه بر حاشیه، شرحی دارند بر کتاب تهذیب المنطق که به فارسی است.

حاشیه بر حاشیه شرح شمسیه: الشمسیه فی المنطق اثر عمربن علی قزوینی شاگرد شیخ طوسی است. قطب الدین محمد بن محمد رازی شرحی بر این کتاب نوشته که به شرح شمسیه مشهور است. علامه دوانی و سید شریف جرجانی نیز بر شرح شمسیه حاشیه­ای نوشته­اند که به آن حاشیه کوچك و حاشیه شریفیه گفته می­شود. کتاب ملاعبدلله حاشیه­ای بر حاشیه علامه دوانی و سید شریف جرجانی است.

ضابطه اشکال اربعه: این کتاب حاشیه­ای است بر تهذیب المنطق تفتازانی که صرفا ضابطه اشکال اربعه را مورد بحث قرار داده است.

شرح العجاله: ملاجلال­الدین محمد بن اسعد دوانی حاشیه­ای بر تهذیب المنطق با عنوان «عجاله» نگاشته و ملاعبدالله بر این کتاب شرحی نوشته و آن را «الخراره فی شرح العجاله» نامیده است.

حاشیه بر حاشیه شریفیه و جلالیه: این کتاب شرح مشترک و مبسوطی است بر حاشیه شریفیه بر شرح مطالع و حاشیه قدیمیه جلالیه (حاشیه علامه دوانی بر شرح مطالع).

ایشان کتب دیگری نیز دارند از جمله: حاشیه بر حاشیه شریفیه (حاشیه سید شریف جرجانی)، حاشیه بر مبحث موضوع علم از حاشیه دوانی و...

کلیه حقوق این سایت برای پایگاه علامه آخوند ملا عبدالله یزدی بهابادی محفوظ است