چکیده مقالات

مراتب عرفان ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: دکترعبدالرحیم شهریاری

علامه ملا عبد الله بهابادی فقیهی اخباری یا اصولی ؟
نویسنده: مرتضی خوشنویس زاده اصفهانی

نقش ملا عبدالله بهابادی در تکوین جریان تعقل گرایی عصر صفوی
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین بشکانی

نقد دیدگاه شرح حال نویسان پیرامون ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی-حبیب الله یوسفی

فعالیت های تفسیری علامه ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی و حبیب الله یوسفی

مطالعه ی توصیفی حاشیه ملا عبدالله بهابادی از منظر تحلیل ژانر
نویسنده: سید عبدالمجید طباطبایی لطفی و طاهره قاسمی

تلامذه ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: عبدالصمد جودتی استیار

ملا عبدالله یزدی و خاندان ملالی در عرصۀ تولیت حرم علوی(ع)
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد جنت امانی

ملا عبدالله بهابادی یزدی در «الذریعه»
نویسنده: محمدعلی نجفی کرمانشاهی

بررسی و تحلیل دلائل هم­گرایی عالمان شیعه با دولت صفوی
نویسنده: حسن عبدب پور، اضغر میرزایی

مطالب

دکتر علی جعفری

(عضو هیات علمی دانشگاه تهران، مدیر گروه حقوق دانشگاه حضرت معصومه(س) و سردبیر دوفصلنامه علمی تخصصی «فقه و حقوق ارتباطات»)

 

-         با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. آیا فقه و حقوق جدید می تواند استفاده و بهره ای از فقه کهن ببرد؟

واقعیت قضیه این است که فقه و حقوق مدنی و اجتماعی اشخاص و حتی غیر اشخاص در جوامع، زمان نمی شناسد. به این معنا که تعریف حقوق برای اصناف خاص، منوط به وجود آن اصناف است و فقط مسئلۀ امور مستحدثه است که می تواند در فقه و حقوق یک زمان با زمان دیگر، تفاوت ایجاد کند و در میان مکاتب فقهی کهن، چه مکاتب فقهی ادیان الهی و چه ادیان غیر الهی، آن مکتبی که بتواند سر زنده و فعال و پویا باشد خواهد توانست به فقه و حقوق جدید کمک کرده و خودش هم زنده بماند. فقه اسلامی مجموعه مباحثی است که همان علم حقوق امروزی را در بر می گیرد و برای تعیین قواعد و روابط شخصی و اجتماعی ایجاد شده است. مقام معظم رهبری فرموده اند که فقه‌ مصطلح‌ اسلامی‌ از علم‌ حقوق‌ مصطلح‌ جهانی‌، بسیار گسترده‌تر است‌ و در میان‌ فقه‌ مذاهب‌ مختلف‌ اسلامی‌ هم فقه‌ امامیه‌ در بین فقه‌ سایر مذاهب‌ دیگر اسلامی‌ بی نظیر است. با این حساب اگر فکر کنیم فقه و حقوق کهن نمی تواند به قوانین فقه نوین بشر کمک کند اندیشه ای غلط را در ذهن پرورانده ایم. در میان فقه و حقوق ادیان سابق تنها فقه شیعی است که زنده است و این به سبب جایگاه اجتهاد در آن است. البته برای کمک کردن فقه مترقی شیعه به فقه و حقوق نوین باید مشکلاتی چون ناشناخته ماندن فقه شیعه، تعمیم ندادن قواعد نفوذ آن، مهجوریت کتب فقهی مهم به زبان های زنده در کتابخانه های جهان و عدم نوآوری در عرصه های جدید فقهی ضمن تحفظ بر قواعد صحیح و ثابت اجتهاد، را رفع کرد.

-         به عنوان مصداقی، فقه ملا عبدالله و اندیشه های حقوقی وی به چه درد جامعه امروزی ما می خورد و چه نکته ای از میان نسخه هایی که در اختیار شما قرار گرفت، نظر شما را به خود جلب کرد؟

البته چون ما با کتاب های خطی انس نداریم و به خواندن کتاب های چاپی عادت کرده ایم، به خاطر همین من نتوانستم دقیقا در آثار مرحوم یزدی به ویژه آثار فقهی اش غور و بررسی کنم. اما این برایم خیلی جالب بود که یک انسانی که به عنوان عالمی منطقی معروف است، چه اندازه در فقه تبحر دارد و تفریعات عدیده و ادله مستحکمی بر نظراتش می آورد. ضمن اینکه جمودی بر آرای گذشتگان و حتی اساتیدش هم ندارد. دیگر اینکه چنانکه مستحضرید کتب فقهی ما از زمان شهید اول به بعد دارای تفاوتی با کتب ما قبل از آن است و خصوصیتی بدانها عارض می شود که تا زمان مرحوم بروجردی ادامه یافت و در زمان ایشان اگر چه آن خصوصیت کمی رنگ باخت ولی کماکان باید به شیوه کتب ما قبل از شهید اول توجه داشت. مسئلۀ یاد شده بحث فقه مقارن و بحث های تطبیقی است. یکی از خصوصیات جالب بحث های فقهی ملا عبدالله یزدی، توجه بسیار ایشان به آثار و کتب ما قبل ازشهید اول است. گویی اینکه ایشان هم به نقص مذکور در فقه دویست سال قبل از خود توجه داشته و به فقه ما قبل از آن از جمله آثار علامه و محقق و شیخ توجه بیشتری روا می دارد تا از آن نقص دوری کند. به ویژه اینکه در زمان صفویه بحث تقابل فقهی کلامی حکومت صفویه و عثمانی داغ می شود و پرداختن به فقه مقارن ضرورتی بیشتر می یافته است. خلاصه عظمت ملا عبدالله در چشمم بیشتر از قبل شد و به حق باید ایشان را علامه ای توانا و دریای دانش نام برد. در روی یکی از نسخه ها دو بیت شعر در وصف ایشان دیدم که حیفم می آید آن را در اینجا ذکر نکنم.

آن بحر فضل دانش شمع ره هدایت / در مدرسش فلاطون، طفلی نخوانده ابجد

بر صدردین وجودش هر جزو تاج مهری / از تابش مه نو هست ابرویش سرآمد

-         از حیثیت حقوقی، تعامل با مخالفان مذهبی موجب استحکام جامعه و حکومت می شود یا نه؟

بسته به نوع حقوقی که برای آنان تعریف می شود تفاوت دارد. ما می بینیم که در اسلام برای غیر مسلمانان هم حقوق بسیاری درنظر گرفته شده است. طبیعتا با تشکیل یک حکومت خاص که مبتنی بر فقه خاص خود است، هر اندازه که قوانین آن بتواند حقوق اشخاص را در جایگاه خود، یه خوبی برقرار کند نه تنها از ایجاد گسست ها جلوگیری می کند که حتی موجب استحکام روابط بین افراد جامعه با هم و افراد با حکومت می شود. به خاطر همین، اینکه نباید حکومتی تشکیل داد چرا که ایجاد حکومت مبتنی بر قوانین خاص، باعث مقابله به مثل شده و در جاهای دیگر عالم هم حکومت های مخالف بر اساس مبانی خود ایجاد می شوند، توهمی غلط است. همین اندیشه غلط توسط برخی از افراد بدون هیچ مستند صحیحی، به آخوند خراسانی نسبت داده شده و می شود. در زمان صفویه هم حکومتی شیعی تشکیل شده و یک حکومت نمی تواند بدون قانون باشد و یا قوانین تمام مذاهب و مکاتب تحت سیطره اش را در خود جریان بدهد و این امری واضح است. پس چاره ای ندارد جز اینکه یک مبنا را ملاک کار قرار دهد و حقوق سایر مردم را نیز طبق همان مبنا تعریف کند. لذا نوشتن آثار فقهی بر اساس مذهب شیعه پس از حکومت صفویه نیازی بسیار مهم بوده و اگر اخباری گری ایجاد نمی شد، چه بسا به سبب وود مجتهدین بزرگی که آثار فقهی اجتهادی نوشته بودند، حکومت صفویه تا قبل از انقلاب ما هم منقرض نمی شد. مرحوم بروجردی از تاثیر مکتب مادی غرب در فقه صفویه یعنی کشیده شدن آن از فقه اجتهادی به فقه اخباری سخن می گفت. بنده می خواهم احتمال دیگری را مطرح کنم و آن تاثیر مکاتب فقهی اهل سنت بر روی سران اصلی اخباری بوده است. یعنی مشرب ضد اجتهادی و نیز اشعری اهل سنت در ذهن کسانی چون محمدامین استرابادی که اتفاقا در بلاد اهل سنت می زیسته و کتاب می نوشته، تاثیر گذاشته است و این هم قوی تر و هم محتمل تر از احتمال تاثیر مکاتب مادی گرای غربی و وزش نسیم مادی گری در ایجاد روح اخباری گری است.

-         آیا با وجود موج اخباری گرایی و نص گرایی حاد، فقه و حقوق اسلامی در زمان صفویه موفق به تولید آثار علمی شده است؟

به یک معنا بله. چون در حدود نود سال اول حکومت صفویه خبری از اخباری گری نیست. در انتهای سدۀ دهم بعضی مثل ملا عبدالله شوشتری که بعدا ساکن اصفهان می شود مشرب اخباری داشته اند. اخباری های مهم بعدی در دهه دوم و سوم قرن یازده ظهور می کنند. در نیمه این قرن قدرت را به دست گرفته و قریب به یک قرن حوزه های اصلی علمیه ایران به ویژه حوزه اصفهان را در تسخیر فکر اخباری در می آورند. در همان نود سال اول آثار فقهی تولید شده توسط بزرگان شیعه، اجتهادی است. مثل شرح محققانه ملا عبدالله یزدی بر الفیه شهید و نیز شرح وی بر ارشاد الاذهان علامه. البته شرح بر قواعدی هم به ایشان منسوب است که من آن را ندیده ام. سیری در کتب فقهی همین سدۀ دهم و حتی کتاب فقهی بعضی مجتهدین منزوی عصر اخباری گری در همان سدۀ یازده و دوازده نشان از تولید آثار فقهی اجتهادی در عصر صفویه دارد که متاسفانه به سبب عدم چاپ مناسب و کافی آن آثار، فقه شیعه در عصر صفویه مظلوم واقع شده است. به ویژه توجه تان را به این نکته جلب می کنم که تا قبل از انقلاب اسلامی اگر چه فقه ما فقه شخصی بود و فقه اجتماعی و حکومتی نبود، ولی اگر بخواهیم آثار فقهی سابق بر انقلاب را دسته بندی کنیم، جدای از جهت علمی آثار، با توجه به نگرش فقیهان نویسنده، آثار فقهی علمای عصر صفویه به سبب تشکیل شدن حکومت و رجوع به فقیهان به ویژه فقیهانی که مثل ملا عبدالله با دربار ارتباط داشته اند، ممتاز و بسیار حائز اهمیت است و چاپ آثار آنها بر آثار فقیهان ادوار دیگر اولویت و ترجیح دارد.

-         با تشکر از جنابعالی.

 

 

 

کلیه حقوق این سایت برای پایگاه علامه آخوند ملا عبدالله یزدی بهابادی محفوظ است