چکیده مقالات

مراتب عرفان ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: دکترعبدالرحیم شهریاری

علامه ملا عبد الله بهابادی فقیهی اخباری یا اصولی ؟
نویسنده: مرتضی خوشنویس زاده اصفهانی

نقش ملا عبدالله بهابادی در تکوین جریان تعقل گرایی عصر صفوی
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین بشکانی

نقد دیدگاه شرح حال نویسان پیرامون ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی-حبیب الله یوسفی

فعالیت های تفسیری علامه ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی و حبیب الله یوسفی

مطالعه ی توصیفی حاشیه ملا عبدالله بهابادی از منظر تحلیل ژانر
نویسنده: سید عبدالمجید طباطبایی لطفی و طاهره قاسمی

تلامذه ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: عبدالصمد جودتی استیار

ملا عبدالله یزدی و خاندان ملالی در عرصۀ تولیت حرم علوی(ع)
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد جنت امانی

ملا عبدالله بهابادی یزدی در «الذریعه»
نویسنده: محمدعلی نجفی کرمانشاهی

بررسی و تحلیل دلائل هم­گرایی عالمان شیعه با دولت صفوی
نویسنده: حسن عبدب پور، اضغر میرزایی

مطالب

مصاحبه با جناب آقای علی عباس­پور

 

  •  ضمن تشکر و قدردانی، همان­طور که مستحضر هستید علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی، از حکماء و فقهای بزرگ قرن دهم (ه. ق) می­باشند که در حوزه­های مختلف فقهی، اصولی، فلسفی، تفسیری، منطقی، بلاغی و ... دارای آثار گرانسنگی است. در حوزه تفسیر گزارش سه اثر تفسیری[التجاره الرابحه، شواهدالتنزیل و دره المعانی] برای ما رسیده است. دره المعانی[که پیرامون تفسیر سوره مبارکه حمد و اخلاص می باشد] در واقع تلخیص کتاب التجاره الرابحه می­باشد که بنا به درخواست یکی از حکام خوزستان به نام سید سند نگاشته شده است. این اثر تنها اثر چاپ شده از مجموعه سه اثر تفسیری این حکیم منطقی می­باشد. در مصاحبه حاضر خدمت حضرتعالی رسیدیم تا جلوه­های بلاغی و ادبی این تفسیر ارزشمند را به بحث و گفتگو بنشینبم.

 

  • Ø              فاضل ارجمند جناب آقای علی عباس­پور[1]

قبل از ورود به بحث لازم است، مقدمه ای خدمتتان عرض نماییم. قرآن کتاب آسمانی است که برای هدایت بشر و نشان دادن راه تکامل نازل شده است. با این حال خود این کتاب آسمانی نیز معجزه است و دیگران از آوردن آن عاجز می­باشند. معجزه بودن قرآن از جهات مختلف قابل بررسی است که یکی از آنها اعجاز ادبی و بیانی قرآن است. نظم آهنگ قرآن در پرتو برخی آرائه­های زبانی از جمله سجع و رعایت فواصل است که به نحوی اعجازگونه ساختاری بی­بدیل به آن داده است. با این حال نباید این نکته را نیز از نظر دور داشت که اعجاز قرآن و ساختار اعجازگونه آن تنها منحصر در این امور نیست و ما چه به سجع و فواصل در قرآن قائل شویم و چه نشویم، باز هم آن نظم و آهنگ و زیبایی و لطافت و جذابیت قرآن پابرجاست.

همان طوری که فرمودید علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی در حوزه های مختلف علوم دارای آثار فاخر و گرانسنگی است. یکی از آثار تفسیری ایشان که به دست ما رسیده و به وسیله مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی چاپ شده است، تفسیر دره المعانی است. این اثر تک نگاشته ای در خصوص تفسیر سوره مبارکه حمد و اخلاص می باشد که به درخواست یکی از حکام خوزستان توسط ملاعبدالله بهابادی یزدی نگاشته شده است. این تفسیر به نظر بنده در ردیف تفاسیر ادبی قرآن قرار دارد. البته در لابه لای مطالب مطرح شده مباحث اجتهادی عقلی نیز مطرح شده است، اما وجه غالب مباحث آن پیرامون مباحث ادبی - بلاغی قرآن می­باشد. با کم­ترین تاملی در این اثر قرآنی، انسان پی به تبحر و مهارت اجتهادی مرحوم ملاعبدالله بهابادی یزدی در علوم ادبی اعم از صرف، نحو، قرائت و بلاغت خواهد برد. در واقع ایشان در کنار فقاهت و حکمت، ادیبی متبحر و صاحب نظر نیز می­باشد. ­

علاوه بر این، رویکرد مرحوم ملاعبدالله در سوره حمد، رویکردی متفاوت با سوره اخلاص است. رویکرد غالبی حاکم بر سوره حمد، رویکردی ادبی، بلاغی و رویکرد حاکم بر سوره توحید روایی – کلامی است. به خصوص بحث­هایی که ذیل مبحث معنی السوره، حقیقت توحید و خاتمه مورد توجه بوده است.

 

 

  • Ø    با توجه به این مطلب که فرمودید رویکرد غالب در این دو سوره متفاوت است، اگر لازم می دانیم این دو سوره را به صورت مجزا مورد بحث قرار دهیم؟

سوره مبارکه حمد

در خصوص جایگاه سوره حمد باید گفت: این سوره یکی از مهم‌ترین سوره‏ های قرآن کریم است که نسبت به دیگر سوره‏ ها از اهمیت خاص و امتیاز ویژه‏ ای برخوردار است. واجب ‌بودن خواندن سوره حمد در نمازهای یومیه و همچنین معارف والای اخلاقی، اجتماعی، عرفانی مندرج در آیات این سوره، باعث شده است هم در علم فقه و هم در اخلاق و عرفان اسلامی، باب ویژه‌ای به این سوره کم‌آیه، اما پربار اختصاص داده شود. این اهمیت و عظمت باعث شده است مفسران قرآن کریم نیز نگاهی ویژه به این سوره داشته باشند و کتاب‏های مستقلی در شرح و تفسیر آن بنویسند به گونه­ای که امروزه ما میراث دار گنجینه گرانسنگی با  موضوع کتابشناسی سوره حمد هستیم که شامل صد‏ها کتاب در تفسیر سوره حمد به قلم عالمان بزرگ مسلمان با گرایش‏های مختلف مذهبی (شیعه اثنی‌عشری، شیعه زیدی، مالکی، شافعی، حنبلی و حنفی) و دیدگاه‏های گوناگون فکری (عرفانی، فلسفی، کلامی، روایی) در جغرافیای متنوع هستیم.

«الحمدلله رب العالمین»

مرحوم ملاعبدالله در ذیل آیه شریفه «الحمدلله رب العالمین» اشاره ای به بحث لام اختصاص کرده و بیان می دارند که هر نعمتی عطای اوست، پس سپاس هر نعمتی مخصوص اوست، گرچه واسطه ای هم در میان باشد، زیرا سپاس ذکر نعمت است و ذکر نعمت با ذکر احسان نعمت­دهنده می­باشد و گرنه ذکر نعمت او نیست. از این روی، سپاس نعمت اختصاص به خدا دارد و در برای بیان این معنا الله با لام اختصاص آورده شده است.

«مالک یوم الدین»

ایشان در ذیل آیه شریفه «مالک یوم الدین» به بیان قرائت های مختلف پرداخته و بنا بر هر قرائت ترکیب خاص آن قرائت را بیان می کنند. برای مثال می فرمایند: کسی که مالک را به فتح لام خوانده در واقع آن را فعل ماضی قرار داده است و به همین دلیل یوم را ظرف برای فعل ماضی قرار داده است.

«ایاک نعبد و ایاک نستعین»

در ذیل آیه شریفه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» دو قاعده مهم ادبی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. یکی از این قواعد قاعده «تقدیم ما حقه التاخیر» است که از آن حصر و اختصاص فهمیده می شود. با این بیان که:  تقدیم معمول بر عامل و به عبارت دیگر، مقدم داشتن هر چیزی كه باید مؤخر باشد، دلیل بر حصر می باشد. البته دلالت بر حصر، زمانی است كه تقدیم به خاطر سجع آیات و مانند آن نباشد، هر چند گاهی تقدیم، حصر را نیز می رساند و در عین حال سجع آیات قرآنی نیز مراعات شده است.

زمخشری و طبرسی و ملاعبدالله بهابادی گفته اند: در آیه «إیاك نعبد و إیاك نستعین» تقدیم مفعول، به خاطر اختصاص می باشد و معنای آیه چنین است: «اختصاص می دهم تو را به عبادت و اختصاص می دهم تو را به طلب كمك»

قاعده دیگری که در ذیل این آیه شریفه به بحث از آن پرداخته است قاعده «التفات» می­باشد. التفات آن است كه انسان ازحالت خطاب و غیبت كه در كلام خود دارد به حالت دیگری عدول كند؛ مثلاً در سوره حمد، جمله «إیاك نعبد» خطاب است و «الحمد لله ربّ العالمین» غیبت، زیرا اسماء ظواهر در حكم غایب می باشند. این گونه بازگشت از حالتی به حالت دیگر را التفات گویند؛ البته باید بازگشت از مساق كلام به مساق دیگری باشد كه منافات با حالت اول ندارد.

«صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین»

در ذیل آیه شریفه «صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین» ابتدای بحثی پیرامون قرائات داشته و در ادامه به بیان نحوی و صرفی آیه پرداخته و می­فرمایند: «عَلَیْهِمْ» جار و مجرور متعلقان بأنعمت. «غَیْرِ» صفة الذین. «الْمَغْضُوبِ» مضاف إلیه. «عَلَیْهِمْ» متعلقان بالمغضوب. «وَ لَا» الواو عاطفة، لا زائدة لتأكید معنى النفی فی غیر. «الضَّالِّینَ» معطوف على المغضوب علیهم مجرور بالیاء لأنه جمع مذكر سالم.

سوره مبارکه اخلاص

مرحوم ملاعبدالله در تفسیر سوره مبارکه اخلاص روایاتی در شان نزول و فضیلت سوره مبارکه اخلاص آورده و وجه مناسبی برای این روایت که سوره مبارکه اخلاص ثلث قرآن است، آورده و خاطرنشان می شوند که: معارف اسلام [اصول دین] در سه حوزه توحید، معاد و نبوت معرفی می­گردد. و از انجا که توحید یکی از این سه قسم می باشد از این رو گفته شده است که قاری این سوره ثواب ثلث قرائت قرآن را می­برد. البته توحید شامل معرفت به ذات، اسماء و افعال الهی می­باشد که به نحو اتم و اکمل در این سوره مبارکه انعکاس داشته است.

در این سوره همان طوری که گفته شد رویکرد غالب رویکرد فلسفی – روایی است. اما نکاتی ادبی نیز متذکر شده است. برای نمونه عالمان نحوی تصریح كرده اند كه كاربرد ضمیر، برای رعایت اختصار در كلام می باشد، ولی گاه به جای استفاده از ضمیر، باز هم اسم ظاهر به كار می رود تا تأكید را بفهماند.

سیوطی گفته است: هدف از این كار، تقریر و تمكین بیشتر می باشد؛ مثل «قل هو الله أحد. الله الصمد» مرحوم ملاعبدالله نیز بر این امر تاکید دارند. علاوه بر این هو ضمیر فصل می باشد که باز برای تاکید است.

در ذیل آیه شریفه «قل هو الله احد» می­نویسد: قل فعل و فاعل، هو ضمیر شان و مبتدا، الله مبتدای دوم و احد خبر الله. در این جا قاعده ای را متذکر می­شوند و آن اینکه: در ادبیات عرب قاعده ای است به این مضمون که خبر زمانی که مفسر برای مبتدا باشد نیازی به عائد وجود ندارد و در اینجا نیز این گونه است.

در ذیل آیه شریفه «لم یلد و لم یولد» بحثی با این عنوان دارند که: سیبویه تصریح کرده است که خبر در باب کان گاهی بر اسم مقدم می­شود، ولی در آن هنگام متعلق خبر بر خبر مقدم نمی شود، تا از اصل دو بار عدول صورت نگیرد پس چگونه است که در اینجا ظرف [له] هم بر اسم و هم بر خبر مقدم شده است؟ 

در پاسخ به سوال گفته شده است: این ظرف بیانی برای محذوف است گویی خداوند متعال فرموده است: «و لم یکن کفوا احد».

مطالب دقیق نحوی دیگری در تفسیر وجود دارد که در قالب مقاله ای با عنوان جلوه های ادبی و بلاغی تفسیر دره المعانی نگاشته شده و به دبیرخانه ارسال خواهد شد.

 

 



.[1]   محقق و پژوهشگر حوزوی.                                                                                                                                                               

کلیه حقوق این سایت برای پایگاه علامه آخوند ملا عبدالله یزدی بهابادی محفوظ است