چکیده مقالات

مراتب عرفان ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: دکترعبدالرحیم شهریاری

علامه ملا عبد الله بهابادی فقیهی اخباری یا اصولی ؟
نویسنده: مرتضی خوشنویس زاده اصفهانی

نقش ملا عبدالله بهابادی در تکوین جریان تعقل گرایی عصر صفوی
نویسنده: حجت الاسلام و المسلمین بشکانی

نقد دیدگاه شرح حال نویسان پیرامون ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی-حبیب الله یوسفی

فعالیت های تفسیری علامه ملا عبدالله یزدی
نویسنده: عظیم عابدینی و حبیب الله یوسفی

مطالعه ی توصیفی حاشیه ملا عبدالله بهابادی از منظر تحلیل ژانر
نویسنده: سید عبدالمجید طباطبایی لطفی و طاهره قاسمی

تلامذه ملا عبدالله بهابادی یزدی
نویسنده: عبدالصمد جودتی استیار

ملا عبدالله یزدی و خاندان ملالی در عرصۀ تولیت حرم علوی(ع)
نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد جنت امانی

ملا عبدالله بهابادی یزدی در «الذریعه»
نویسنده: محمدعلی نجفی کرمانشاهی

بررسی و تحلیل دلائل هم­گرایی عالمان شیعه با دولت صفوی
نویسنده: حسن عبدب پور، اضغر میرزایی

تهذیب منطق

گزارشی خلاصه‌وار از تهذیب منطق:

آنچه در تهذیب منطق ضمن یک مقدمه، پانزده فصل و یک خاتمه آمده بدین قرار است:

در این کتاب تفتازانی پس از بیان خطبه، کتابش را در چهار بخش تنظیم نموده است:

مقدمه، مقصد اول، مقصد دوم و خاتمه.

مقدمه:

تقسیم علم به دو بخش تصور و تصدیق. هر یک از این دو به بدیهی و نظری تقسیم می‌شود. او آنگاه به وقوع خطا در نظر و استدلال و نیاز دانشوران به منطق را چونان ابزار باز دارندۀ انسان از خطا دانسته است. آنگاه او از موضوع دانش منطق، یعنی معرف و حجت سخن رانده است.

فصل اول: دلالت، دلالت‌های سه گانه؛ یعنی مطابقی، تضمنی و التزامی، که علامه تفتازانی پس از بیان و توصیف خود آن‌ها، به نسبتی که آن‌ها با همدیگر دارند می‌پردازد. او همچنین به تقسیم لفظ و اقسام لفظ‌های مفرد و مرکب هر چند اشاره وار پرداخته است.

فصل دوم: تقسیم لفظ مفرد به کلی و جزئی و نسبت‌های چهارگانه که تساوی، تباین، عموم و خصوص مطلق و عموم و خصوص من وجه را در بر می‌گیرد.

فصل سوم: کلیات خمس را بیان می‌کند. کلیات خمس عبارتند از: جنس، فصل، نوع، عرض خاص و عرض عام. در این فصل همچنین بحث کلی شده و آن به سه قسمت تقسم می‌شود: کلی منطقی، کلی طبیعی و کلی عقلی.

فصل چهارم: برای تصور شیء باید تعریفی از آن به کمک معرف(ها) داشت و این تعریف ممکن است به حد یا رسم باشد و هر یک از این دو ممکن است تام یا ناقص باشند.

فصل پنجم: از این فصل به بعد بحث تصدیق به میان می‌آید. نخست قضیه چونان سخن صدق پذیر یا کذب پذیر تعریف می‌شود. آنگاه تقسیم انواع قضیه به میان می‌آید. در تقسیم اول آن هست: حملیه، شرطیه. اولی مرکب است از موضوع، محمول و رابطه. دومی نیز مرکب است از مقدم و تالی. پس آنگاه قضیه تقسیم می‌شود به: شخصیه و طبیعیه. از جهت دیگر آن تقسیم می‌شود به محصوره و مهمله؛ و نیز به: خارجیه، ذهنیه و حقیقیه؛ و باز به: معدوله و محصله؛ و باز به: موجهه وغیر موجهه. موجهه تقسیم می‌شود به بسیطه و مرکبه. و قضیۀ بسیطه به: مطلقه و مشروطه عامه و وقتیۀ مطلقه و منتشرۀ مطلقه و دائمۀ مطلقه و عرفیۀ عامه و ممکنۀ عامه و قضیه‌های موجهه مرکبه تقسیم می‌شوند به لا ضروره ذاتی و لا دوام ذاتی که هر یک به تفصیل بحث شده‌اند.

فصل ششم: قضیۀ شرطیۀ متصلۀ لزومیه و اتفاقیه و نیز قضیۀ شرطیۀ منفصلۀ حقیقیه. همچنین قضیه‌های مانعه الجمع، مانعه الخلو، عنادیه و اتفاقیه بحث شده‌اند.

فصل هفتم: در این فصل تناقض تعریف می‌شود و این که شرایط تناقض چیست، و چگونگی اختلاف داشتن دو قضیۀ متناقض در کم و کیف و جهت کدام است. و نیز اتحاد آن دو از هر جهت در موردهای یاد شده بررسی و بحث شده است.

فصل هشتم: عکس مستوی به عنوان تبدیل دو طرف یک قضیه به شرط باقی ماندن صدق و کذب و نیز کیف قضیه به همان گونه که در اصل خود قضیه بوده است بحث می‌شود. همچنین به بیان این مطلب پرداخته می‌شود که عکس قضیۀ موجبه خواه کلیه باشد یا جزئیه همواره جزئیه است و عکس سالبۀ کلیه همان خود سالبۀ کلیه است و سالبۀ جزئیه عکس ندارد. در پایان فصل ملاکی آورده شده است برای همۀّ قضیه‌هایی که عکس دارند. آن ملاک چنین می‌گوید که اگر نقیض عکس و خود اصل یک قضیه را در قالب شکل اول بیاوریم نتیجه‌ای به دست می‌آید که محال است و با ابطال نقیض عکس یک قضیه خود آن اثبات می‌شود.
فصل نهم: عکس نقیض چنین تعریف می‌شود: تبدیل نقیض‌های دو طرف با بقای صدق و کیف. بنا بر این تعریف عکس نقیض موجبه کلیه همان موجبۀ کلیه و از آن موجبۀ جزئیه فقط به جزئیه قابل تبدیل است.
فصل دهم: در این فصل بخش‌های مختلف قیاس پیش کشیده می‌شوند. نخست تعریف قیاس: سخن مرکب از قضایا که ذاتاً مستلزم سخن دیگری باشد. اگر این سخن دیگر با ماده و شکل قیاس اصلی یکی باشد قیاس استثنائی است در غیر این صورت قیاس اقترانی است. آنگاه به تقسیم قیاس اقترانی می‌پردازد که حملی و شرطی باشد. او سپس به بیان منظور خود و دیگر منطقدانان از حدهای اکبر، اصغر و اوسط می‌پردازد. پس آنگاه به مفهوم‌های کبری، صغری و ترتیبی که برای شکل‌های چهارگانۀ قیاس آمده است، می‌پردازد. او می‌گوید، اگر اوسط در صغری محمول و در کبری موضوع باشد شکل اول است و اگر در هر دوی صغری و کبری آن محمول باشد شکل دوم خواهد بود و اگر هر دو موضوع باشند شکل سوم و اگر عکس نخستین باشد شکل چهارم است. سپس او شرایط شکل‌های چهارگانه بر حسب صورت یعنی موجبه بودن و فعلیت صغری و کلیت کبری در شکل اول، و اختلاف صغری با کبری در کیف و کلیت کبری و دائمه بودن صغری و انعکاس سالبۀ کبری و قضیۀ ممکنه همراه ضروریه یا کبری مشروطه باشد در شکل دوم، و موجبه بودن صغری و فعلیت آن و کلیت یکی از دو مقدمه یعنی صغری یا کبری در شکل سوم، و موجبه بودن هر دو مقدمه و کلیت صغری یا اختلاف دو مقدمه در کیف و کلیت یکی از دو مقدمه در شکل چهارم. همچنین او به تفصیل ضرب‌های منتج را در شکل‌های چهارگانه از جهت صورت بررسی کرده است.

فصل یازدهم: قیاس شرطی اقترانی و ترکیبی بودن آن از دو متصله یا دو منفصله یا حملیه و منفصله، و چگونگی برقرار شدن شکل‌های چهارگانه را در آن به اختصار بیان کرده است.

فصل دوازدهم: قیاس استثنائی و ترکیب آن از مقدمۀ شرطیه و مقدمۀ حملیه. اگر آن مقدمه شرطیۀ متصله باشد وضع مقدم و رفع تالی و اگر حقیقیه باشد رفع  هر دو یا وضع هر دو و اگر مانعه الجمع باشد وضع هر دو و اگر مانعه الخلو باشد رفع هر دو نتیجه بخش خواهد بود. و نیز نامیده شدن قیاس استثنائی به قیاس خلف که عبارت از" اثبات مطلوب از راه ابطال نقیض آن" باشد. او همچنین بازگشت پذیر بودن قیاس خلف را به قیاس استثنایی و اقترانی بحث کرده است.

فصل سیزدهم: در این فصل به آوردن تعریفی برای استقراء یعنی بررسی جزئیات برای اثبات حکم کلی بسنده شده است.

فصل چهاردهم: در این فصل تمثیل تعریف یا بیان شده است: بیان مشارکت یک جزئی با جزئی دیگر در علت حکم. دو راه عمده برای این تعریف از تمثیل آورده شده است که دوران و تردید باشد.

فصل پانزدهم: در این فصل صناعات خمس یا صناعت‌های پنجگانه بحث شده است، بدین ترتیب:
صناعت اول: برهان یا قیاس برهانی: از یقینی‌های ششگانه، یعنی اولیات، مشاهدات، تجربیات، حدسیات، متواترات و فطریات شکل می‌گیرد؛

صناعت دوم: جدل یا قیاس جدلی که از مشهورات و مسلمات ترکیب شده است؛

صناعت سوم: خطابه یا قیاس خطابی که از مقبولات و مظنونات شکل گرفته است؛

صناعت چهارم: شعر یا قیاس شعری که از مخیلات تالیف شده است؛

صناعت پنجم: سفسطه یا قیاس سفسطی که از وهمیات و مشبهات تشکیل شده است.

خاتمه: اجزای سه گانۀ هر دانش در اینجا بررسی شده است. این سه جزء عبارتند از موضوع و مبادی و مسائل. او سپس به رؤس ثمانیه یا اصول هشتگانه چونان پیش- آغاز برای یک دانش می‌پردازد و آن‌ها را مورد بحث قرار می‌دهد.

اصول هشتگانه عبارتند از: غرض، فایده، عنوان، مؤسس، نوع، مرتبه، تقسیم

کلیه حقوق این سایت برای پایگاه علامه آخوند ملا عبدالله یزدی بهابادی محفوظ است